معرفی فیلم انواع مهربانی (Kinds of Kindness)

معرفی فیلم انواع مهربانی (Kinds of Kindness)

«انواع مهربانی» (Kinds of Kindness) جدیدترین اثر یورگوس لانتیموس، کارگردان صاحب سبک یونانی، یک فیلم آنتولوژی پیچیده و چندلایه است که مخاطب را به سفری تأمل برانگیز در جهان های پوچ گرا و روابط انسانی ناسالم دعوت می کند. این اثر که در جشنواره کن ۲۰۲۴ حضور چشمگیری داشت، با سبک خاص لانتیموس، همانند آثار پیشین او مانند «بیچارگان» و «سوگلی»، اما این بار با رویکردی متفاوت تر و گاه آزاردهنده تر، مرزهای سینمای رایج را جابه جا می کند.

فیلم «انواع مهربانی» که با نام اصلی «Kinds of Kindness» شناخته می شود، جدیدترین تلاش یورگوس لانتیموس برای کاوش در پیچیدگی های وجود انسان و روابط او در بسترهای اجتماعی و روانی مختلف است. لانتیموس، که پیش از این با آثاری چون «دندان نیش» (Dogtooth) و «خرچنگ» (The Lobster) مهر خود را بر سینمای هنری جهان کوبیده، در این فیلم نیز با همان جسارت و نگاه منحصر به فرد به سراغ مضامینی می رود که شاید برای بسیاری از مخاطبان چالش برانگیز باشند. این مقاله به معرفی جامع و تحلیل دقیق این فیلم، از ساختار و سبک آن گرفته تا مضامین عمیق و نقش آفرینی های برجسته بازیگران، می پردازد تا درک عمیق تری از این اثر معاصر را فراهم آورد.

شناسنامه فیلم انواع مهربانی (Kinds of Kindness)

فیلم «انواع مهربانی» حاصل همکاری مجدد یورگوس لانتیموس و افتیمیس فیلیپو در نگارش فیلم نامه است، ترکیبی که همواره منجر به خلق آثاری با امضای خاص این دو شده است. این فیلم، با حضور جمعی از ستارگان تکراری آثار اخیر لانتیموس، از همان ابتدا توجهات زیادی را به خود جلب کرد.

نام کامل فیلم: انواع مهربانی (Kinds of Kindness)

کارگردان: یورگوس لانتیموس

نویسندگان: یورگوس لانتیموس، افتیمیس فیلیپو

بازیگران اصلی:

  • اما استون: (در نقش های ریتا، لیز، امیلی) درخشش دوباره او در همکاری با لانتیموس قابل تحسین است.
  • جسی پلمونس: (در نقش های رابرت، دنیل، اندرو) بازیگر اصلی هر سه اپیزود که توانسته شخصیت های کاملاً متفاوتی را به تصویر بکشد.
  • ویلم دفو: (در نقش های ریموند، اومی) حضور قدرتمند و تاثیرگذار او در نقش های کنترل گر.
  • مارگارت کوالی: (در نقش های ویوین، مارتا، ربکا) از دیگر چهره های آشنا در آثار لانتیموس.
  • هانگ چائو: (در نقش سارا، آکا) حضوری کلیدی در برخی از اپیزودها.
  • جو آلوین: (در نقش پسر مسابقه، جوزف)
  • مامودو آتی: (در نقش نیل)
  • هانتر شیفر (حضور کوتاه)

ژانر: آنتولوژی، پوچ گرا، کمدی سیاه، درام، سوررئال

تاریخ اکران جهانی: ۱۷ می ۲۰۲۴ (جشنواره فیلم کن)

اکران در ایالات متحده: ۲۱ ژوئن ۲۰۲۴

اکران در ایرلند و بریتانیا: ۲۸ ژوئن ۲۰۲۴

جوایز و حضور در جشنواره ها: نخستین نمایش جهانی این فیلم در بخش رقابتی هفتاد و هفتمین جشنواره فیلم کن ۲۰۲۴ بود که با استقبال منتقدان و بحث های فراوان همراه شد.

امتیازات دریافتی:

  • IMDb: ۶.۸/۱۰
  • Rotten Tomatoes: ۷۲% (بر اساس ۲۵۸ نقد، با میانگین امتیاز ۶.۵/۱۰)
  • Metacritic: ۶۴/۱۰۰ (بر اساس ۵۸ نقد، با نشان گر نقدهای عموماً مطلوب)

روند تولید و انتخاب بازیگران

فرایند تولید «انواع مهربانی» از سپتامبر ۲۰۲۲ با گزارش ددلاین درباره فیلم نامه پروژه «AND» با همکاری المنت پیکچرز و فیلم۴ آغاز شد. سرچلایت پیکچرز مسئولیت توزیع فیلم را بر عهده گرفت و لانتیموس کارگردانی آن را پذیرفت. از همان ابتدا، حضور اما استون، جسی پلمونس، ویلم دفو، و مارگارت کوالی در این پروژه قطعی شد و برنامه ریزی برای فیلم برداری در نیواورلئان در ماه اکتبر صورت گرفت. در اکتبر ۲۰۲۲، هانگ چائو، جو آلوین و مامودو آتی نیز به جمع بازیگران پیوستند و فیلم برداری از اکتبر تا دسامبر ۲۰۲۲ ادامه یافت. نام نهایی فیلم، «Kinds of Kindness»، در دسامبر ۲۰۲۳ اعلام شد که خود حامل لایه های معنایی عمیقی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

ساختار روایی انواع مهربانی: سه روایت با تم های مشترک (بخش بدون اسپویلر)

فیلم «انواع مهربانی» از یک ساختار آنتولوژی بهره می برد؛ به این معنی که از سه داستان مستقل تشکیل شده است. با این حال، این استقلال مانع از وجود ارتباطات عمیق مضمونی و بصری میان آن ها نمی شود. یورگوس لانتیموس و افتیمیس فیلیپو با نبوغ خاص خود، سه روایت را طراحی کرده اند که با وجود تفاوت های ظاهری، توسط بازیگران تکراری (که نقش های متفاوتی را در هر داستان ایفا می کنند) و تم های فلسفی و روان شناختی مشترک به یکدیگر پیوند می خورند.

این سه اپیزود، هرچند به ظاهر مجزا هستند، اما در لایه های زیرین خود، به بررسی ابعاد گوناگون کنترل، سلطه، و روابط انسانی می پردازند. این شیوه روایت، به لانتیموس امکان می دهد تا بدون نیاز به پیوستگی داستانی خطی، ایده های محوری خود را در قالب موقعیت های مختلف تکرار و بسط دهد.

معرفی اجمالی اپیزودها

هر یک از سه اپیزود «انواع مهربانی» فضایی متمایز دارد، اما همگی در بررسی جنبه های تاریک و عجیب وغریب طبیعت انسانی شریک هستند. در اینجا به معرفی بسیار کوتاه هر داستان، بدون افشای پیچش ها و اتفاقات کلیدی، می پردازیم:

اپیزود اول: مرگ آر.ام.اف (The Death of R.M.F)

این اپیزود داستان مردی به نام رابرت فلچر (جسی پلمونس) را روایت می کند که زندگی اش به طور کامل تحت کنترل رئیس قدرتمندش، ریموند (ویلم دفو) قرار دارد. ریموند حتی کوچک ترین جزئیات زندگی رابرت را دیکته می کند. زمانی که یک دستور غیرمنتظره و تکان دهنده به رابرت داده می شود، او برای اولین بار به فکر سرپیچی از این اطاعت محض می افتد، تصمیمی که مسیر زندگی او را به شکلی غیرقابل برگشت تغییر می دهد.

اپیزود دوم: آر.ام.اف پرواز می کند (R.M.F. Flies)

این داستان حول محور دنیل (جسی پلمونس)، یک افسر پلیس، می چرخد که پس از ناپدید شدن همسرش، لیز (اما استون)، در دریا به شدت به دنبال اوست و از نظر روانی در آستانه فروپاشی قرار دارد. زمانی که لیز به شکلی غیرمنتظره بازمی گردد، دنیل به هویت او مشکوک می شود و این تردیدها او را به سمت اعمالی خشونت آمیز و ویرانگر سوق می دهد.

اپیزود سوم: آر.ام.اف ساندویچ می خورد (R.M.F. Eats a Sandwich)

در این اپیزود، امیلی (اما استون) و اندرو (جسی پلمونس) اعضای فرقه ای مرموز و عجیب هستند که در جستجوی زنی با توانایی خاص و معجزه آسا (زنده کردن مردگان) به سر می برند. این جستجو، آن ها را با چالش های اعتقادی و اخلاقی عمیقی مواجه می کند، به خصوص زمانی که امیلی نسبت به باورهای فرقه و زندگی گذشته اش دچار تردید می شود.

مضامین پیوند دهنده: کنترل، سلطه و روابط ناسالم

گرچه هر اپیزود انواع مهربانی داستانی منحصربه فرد دارد، اما یک نخ نامرئی آن ها را به هم متصل می کند: تم مرکزی «کنترل و سلطه» و بررسی «روابط ناسالم». این مضامین، دغدغه های همیشگی یورگوس لانتیموس بوده اند و در این فیلم نیز به شیوه هایی افراطی و گاه آزاردهنده به تصویر کشیده می شوند. از کنترل کامل یک فرد توسط رئیسش گرفته تا تسلط روانی در یک رابطه عاطفی و حتی کنترل مذهبی و اعتقادی بر اعضای یک فرقه، لانتیموس ابعاد مختلف قدرت و تسلیم را بررسی می کند. این فیلم به کنکاشی در چگونگی شکل گیری، حفظ و گاه فروپاشی این روابط پیچیده و ناتوان کننده می پردازد و مرزهای اخلاقی و روانی انسان را به چالش می کشد.

ویژگی های سبکی یورگوس لانتیموس در انواع مهربانی

یورگوس لانتیموس از آن دسته کارگردانانی است که دارای یک امضای بصری و روایی کاملاً متمایز است. «انواع مهربانی» نیز از این قاعده مستثنی نیست و در آن می توان به وضوح سبک خاص این فیلم ساز را مشاهده کرد. این فیلم، در مقایسه با آثار اخیرش مانند «بیچارگان» و «سوگلی» که رویکردی کمی تجاری تر و مخاطب پسندتر داشتند، نوعی بازگشت به ریشه های غیرتجاری تر و رادیکال تر لانتیموس محسوب می شود، یادآور دوران «موج سینمای عجیب یونان» (Greek Weird Wave) که او از پیشگامان آن بود.

بازگشت به ریشه های موج سینمای عجیب یونان

آثاری چون «دندان نیش» (Dogtooth) که لانتیموس را به شهرت رساند، «آلپ» (Alps) و «خرچنگ» (The Lobster)، همگی با رویکردی خاص به سوررئالیسم، طنز سیاه، خشونت نمادین و روابط انسانی بیمارگونه شناخته می شوند. در «انواع مهربانی»، لانتیموس این عناصر را با شدت بیشتری به کار گرفته است. فضاسازی های فیلم اغلب سرد، بی روح و گاه آزاردهنده هستند، که مخاطب را به تفکر درباره موقعیت های ابزورد و اخلاقی شخصیت ها وادار می کند. این بازگشت به ریشه ها نشان می دهد که لانتیموس همچنان به کاوش در تاریکی های ذهن انسان و انتقاد از ساختارهای اجتماعی با روشی بی پرده علاقه مند است.

عناصر متمایز کننده سبک لانتیموس

سبک لانتیموس در «انواع مهربانی» از چندین عنصر کلیدی تشکیل شده است که آن را از دیگر آثار متمایز می کند:

  • طنز سیاه و پوچ گرایی افراطی: فیلم سرشار از موقعیت ها و دیالوگ هایی است که در نگاه اول کمدی به نظر می رسند، اما در پس زمینه خود یک پوچی عمیق و تلخ را به نمایش می گذارند. خندیدن به این لحظات، تجربه ای متناقض و ناراحت کننده را برای بیننده رقم می زند.
  • کاربرد خشونت عریان و گاه غیرمنتظره: خشونت در آثار لانتیموس اغلب به شکلی ناگهانی و بدون توجیه اخلاقی ظاهر می شود، که هدف آن شوکه کردن مخاطب و تأکید بر بی تفاوتی شخصیت ها نسبت به رنج است. این خشونت کمتر فیزیکی و بیشتر روان شناختی است، اما در لحظاتی نیز به اوج عریانی خود می رسد.
  • استفاده از استعاره های بصری و روایی: در حالی که برخی منتقدان آثار لانتیموس را سوررئال محض می دانند، او اغلب از استعاره های بصری برای بیان مضامین خود استفاده می کند. این به معنای آن است که تصاویر و موقعیت های غیرواقعی در فیلم، دارای یک معنای پنهان و قابل تحلیل هستند، نه صرفاً ایجاد ابهام.
  • میزانسن های دقیق و نماهای ثابت: لانتیموس در کارگردانی خود، بر نماهای ثابت، قاب بندی های ایستا و میزانسن های از پیش طراحی شده تأکید دارد. این شیوه، حس یک ناظر بی طرف را به مخاطب القا می کند و بر جنبه نمایشی و مصنوعی موقعیت ها می افزاید. فضاسازی ها نیز با دقت خاصی صورت می گیرد تا حس انزوا، محدودیت یا اغراق را منتقل کند.

نقش حیاتی موسیقی و فیلمبرداری

موسیقی و فیلمبرداری در «انواع مهربانی» نقشی اساسی در شکل گیری فضای ذهنی و احساسی فیلم دارند. موسیقی مینیمال و گاه آزاردهنده جرسکین فندریکس (Jerskin Fendrix)، که در «بیچارگان» نیز با لانتیموس همکاری کرده بود، به خوبی حس تعلیق، اضطراب و پوچی را منتقل می کند. این موسیقی اغلب در تضاد با وقایع روی پرده قرار می گیرد و به عجیب تر شدن اتمسفر فیلم کمک می کند.

از سوی دیگر، پالت های رنگی خاصی در هر اپیزود به کار گرفته شده است. به عنوان مثال، رنگ زرد در اپیزود اول، قرمز در اپیزود دوم، و آبی در اپیزود سوم، نه تنها به تفکیک بصری داستان ها کمک می کنند، بلکه به صورت استعاری با مضامین هر بخش نیز در ارتباط هستند. این انتخاب های هنری، همراه با فیلمبرداری دقیق، «انواع مهربانی» را به اثری از نظر بصری و شنیداری تأثیرگذار تبدیل می کند.

کارگردانی بازیگران و نقش آفرینی ها

یکی از نقاط قوت همیشگی لانتیموس، توانایی او در هدایت بازیگران و بیرون کشیدن بهترین نقش آفرینی ها از آن هاست. در «انواع مهربانی»، استفاده از یک تیم بازیگری ثابت برای ایفای نقش های متعدد در اپیزودهای مختلف، به کارگردان اجازه می دهد تا بر توانایی آن ها در ارائه شخصیت های متمایز و پیچیده تأکید کند. جسی پلمونس و اما استون در این فیلم، اوج درخشش خود را به نمایش می گذارند. پلمونس با توانایی خاص خود در ایفای نقش های توام با سادگی و عمق، در هر سه داستان حضوری متفاوت و به یادماندنی دارد، به گونه ای که بیننده را کاملاً مجاب می کند که با شخصیت های متفاوتی روبروست. اما استون نیز با قابلیت انعطاف پذیری بالا، نقش آفرینی های چندوجهی و گاه شوکه کننده ای را ارائه می دهد که نشان از تسلط کامل او بر کاراکترهای لانتیموس دارد. این همکاری ها، به ویژه با بازیگران تکراری، به نوعی امضای لانتیموس تبدیل شده و به انسجام هنری آثار او می افزاید.

تحلیل عمیق مضامین و اپیزودها در انواع مهربانی (هشدار جدی اسپویلر)

از این بخش به بعد، مقاله حاوی جزئیات مهم داستانی و تحلیل های عمیق از فیلم «انواع مهربانی» است. اگر قصد تماشای فیلم را دارید و نمی خواهید داستان آن لو برود، لطفاً از ادامه مطالعه صرف نظر کنید.

تم مرکزی سلطه و کنترل

مفهوم «سلطه و کنترل» ستون فقرات مضمونی «انواع مهربانی» را تشکیل می دهد و در هر سه اپیزود به شیوه ای متفاوت و البته افراطی مورد کاوش قرار می گیرد. لانتیموس با این تم، نقدی عمیق بر ماهیت روابط انسانی، ساختارهای قدرت و تمایل به بندگی ارائه می دهد.

اپیزود اول (مرگ آر.ام.اف): کنترل حرفه ای و شخصی

در اپیزود «مرگ آر.ام.اف»، لانتیموس به بررسی کنترل در محیط کار و زندگی شخصی می پردازد. رابرت (جسی پلمونس) نمادی از انسانی است که تمام هویت و آزادی اش را به رئیس خود، ریموند (ویلم دفو)، تسلیم کرده است. ریموند نه تنها تصمیمات حرفه ای رابرت را دیکته می کند، بلکه حتی در خصوصی ترین جنبه های زندگی او – از وزن و مدل مو گرفته تا روابط جنسی با همسرش – نیز دخالت دارد. این رابطه، فراتر از یک رابطه کاری ساده، به یک رابطه ارباب-برده ای شبیه است که در آن رابرت به نوعی از سندرم استکهلم دچار شده؛ او به این بندگی خو گرفته و حتی از آن لذت می برد. هنگامی که ریموند از او می خواهد که یک فرد به نام آر.ام.اف را به قتل برساند، رابرت برای اولین بار مقاومت می کند. این امتناع، او را از دنیای کنترل شده و امن خود خارج می کند و به یک زندگی آشفته و بی هدف می اندازد. در این بخش، فیلم تلاش ترحم برانگیز رابرت برای رهایی از آزادی و بازگشت به قفس بندگی را به نمایش می گذارد، جایی که او در نهایت به هر عملی دست می زند تا جایگاه از دست رفته خود را نزد ریموند باز پس گیرد. این اپیزود، نقدی هوشمندانه بر نظام سرمایه داری و چگونگی به بردگی گرفتن انسان ها تحت لوای رفاه و امنیت است.

«این فیلم به شکلی گزنده ماهیت از خود بیگانگی انسان مدرن در برابر سیستم های کنترل گر را به تصویر می کشد؛ سیستمی که حتی آزادی را نیز به شکلی تلخ و وارونه به مجازات تبدیل می کند.»

اپیزود دوم (آر.ام.اف پرواز می کند): کنترل در روابط عاشقانه و خشونت خانگی

اپیزود دوم، «آر.ام.اف پرواز می کند»، تمرکز خود را بر کنترل در روابط عاشقانه و پویایی های ناسالم آن می گذارد. دنیل (جسی پلمونس) پس از بازگشت همسرش، لیز (اما استون)، که تصور می کرد مرده است، به هویت او مشکوک می شود. این شک، به تدریج به وسواس و خشونت تبدیل می شود. دنیل لیز را مجبور می کند که با اعمال خشونت آمیز، مانند قطع اعضای بدن خود، هویتش را به او ثابت کند. این داستان نمادی از خشونت خانگی و از دست دادن هویت در روابط سمی است؛ جایی که یک شریک (معمولاً مرد) تلاش می کند تا شریک دیگر (زن) را کاملاً تحت سلطه خود درآورد و او را به نسخه ای از آنچه خود می خواهد تبدیل کند. لیز در این اپیزود، نمادی از ایثار افراطی است که برای حفظ رابطه، حاضر است وجود خود را قطعه قطعه کند. لانتیموس در این بخش، نگاهی انتقادی به مضامین زنانه دارد، گرچه برخی منتقدان معتقدند که نگاه او گاهی «از بیرون به درون» است و به اندازه کافی با عمق روانی قربانی درگیر نمی شود. با این حال، فیلم ماهیت ویرانگر عشق کنترل گر و پیامدهای فاجعه بار آن را به وضوح به نمایش می گذارد.

اپیزود سوم (آر.ام.اف ساندویچ می خورد): کنترل مذهبی و اعتقادی

اپیزود نهایی، «آر.ام.اف ساندویچ می خورد»، به بررسی کنترل مذهبی و اعتقادی در قالب یک فرقه می پردازد. امیلی (اما استون) و اندرو (جسی پلمونس) اعضای فرقه ای هستند که به دنبال زنی با توانایی زنده کردن مردگان می گردند. در این فرقه، رهبران (اومی با بازی ویلم دفو) کنترل کاملی بر زندگی، باورها، و حتی جسم اعضای خود دارند. این بخش، جستجوی انسان برای معنا در بستر پوچی و وفاداری بی قیدوشرط به یک نظام اعتقادی را نشان می دهد. امیلی به تدریج نسبت به مسیر و باورهای فرقه دچار تردید می شود، اما مانند شخصیت های قبلی، او نیز در نهایت به سمت پذیرش و بازگشت به چارچوب کنترلی کشیده می شود. این اپیزود، نقدی بر ماهیت کالت ها و چگونگی از دست دادن فردیت در برابر یک نظام باورمند است که وعده نجات یا معنا می دهد، اما در نهایت به پوچی و خشونت منجر می شود.

آر.ام.اف به عنوان مک گافین و نماد پوچی

شخصیت یا مفهوم آر.ام.اف (R.M.F) یکی از مرموزترین و در عین حال کلیدی ترین عناصر پیوند دهنده سه اپیزود «انواع مهربانی» است. آر.ام.اف در طول فیلم، هم یک نام است، هم یک هدف، و هم یک غایت. اما ماهیت واقعی او هرگز به طور کامل برای مخاطب روشن نمی شود و همین ابهام، او را به یک مک گافین (MacGuffin) تمام عیار تبدیل می کند.

مک گافین، اصطلاحی است که آلفرد هیچکاک آن را رایج کرد و به شیئی یا ایده ای در یک داستان اطلاق می شود که برای شخصیت ها بسیار مهم است و عامل پیش برنده پلات محسوب می شود، اما برای خود داستان یا تماشاگر، ماهیت واقعی یا معنای عمیقی ندارد. آر.ام.اف دقیقاً چنین نقشی را ایفا می کند. او دلیلی برای عمل شخصیت ها، انگیزه برای خشونت، و محرکی برای جستجو است، اما در نهایت، وجود او بی معنایی مطلق را فریاد می زند.

در پایان فیلم، مشخص می شود که تمام اتفاقات دیوانه وار و خشونت آمیز رخ داده اند تا آر.ام.اف بتواند به سادگی در گوشه ای بنشیند و ساندویچ خود را بخورد. این نتیجه گیری طنزآمیز و تلخ، اوج پوچ گرایی لانتیموس را نشان می دهد: تمام تلاش ها، رنج ها، و خشونت های انسانی ممکن است در نهایت برای رسیدن به یک هدف بی اهمیت و بی معنا باشند. آر.ام.اف به نمادی از این پوچی تبدیل می شود؛ موجودی که بدون هیچ هویت واقعی، صرفاً بهانه ای برای حرکت جهان اطرافش است.

نقد و بررسی چالش های فیلم

«انواع مهربانی» با وجود نقاط قوت هنری و مضمونی، از چالش ها و نقاط ضعفی نیز برخوردار است که ممکن است تجربه تماشای آن را برای برخی مخاطبان دشوار کند:

۱. طولانی بودن و کش دار شدن برخی شوخی های ابسورد: لانتیموس تمایل دارد شوخی های ابسورد خود را تا سر حد آزاردهنده بودن کش دهد. این تکرارها و طولانی شدن برخی صحنه ها، می تواند ریتم فیلم را کند کرده و مخاطب را خسته کند، به خصوص در اپیزودهای دوم و سوم که به نظر می رسد بیش از حد لازم بسط یافته اند.

۲. عدم انسجام داستانی کافی بین اپیزودها: اگرچه سه اپیزود از نظر مضمونی و بازیگران به هم مرتبط هستند، اما عدم وجود یک پیوستگی داستانی محکم، می تواند به حس پراکندگی و عدم انسجام کلی فیلم لطمه بزند. برخی منتقدان معتقدند که هر اپیزود به تنهایی نمی تواند به عنوان یک اثر کاملاً مستقل و خودبسنده عمل کند و تنها در بستر کلیت فیلم معنا پیدا می کند، که این رویکرد گاهی به تجربه تماشای تک تک اپیزودها آسیب می رساند.

۳. بحث برانگیز بودن پایان بندی ها و ابهام عامدانه: پایان بندی هر اپیزود، و به خصوص پایان کلی فیلم، اغلب مبهم و چندوجهی است. لانتیموس تمایلی به ارائه پاسخ های صریح ندارد و این می تواند برای مخاطبانی که به دنبال نتیجه گیری های مشخص هستند، ناامیدکننده باشد. این ابهام عامدانه، در حالی که بخشی از امضای هنری لانتیموس است، گاهی می تواند به حس بی معنایی افراطی و دافعه برانگیزی منجر شود.

۴. تکرار مضامین و ایده ها: برخی منتقدان معتقدند که «انواع مهربانی» ایده ها و مضامینی را تکرار می کند که لانتیموس پیش از این در آثار قبلی خود به آن ها پرداخته است. اگرچه این تکرار می تواند به نوعی تکامل نگاه هنرمند تلقی شود، اما گاهی حس «تازگی» را از بین می برد و فیلم را به نسخه ای کم اثرتر از دستاوردهای قبلی اش تبدیل می کند. به عنوان مثال، تم کنترل و سلطه در «دندان نیش»، «خرچنگ» و «سوگلی» نیز حضور پررنگی داشت و در این فیلم نیز به همان شیوه به تصویر کشیده شده است.

چرا انواع مهربانی را ببینیم؟ (نقاط قوت برجسته)

با وجود چالش ها و ماهیت بحث برانگیز، «انواع مهربانی» اثری است که تماشای آن برای بسیاری از علاقه مندان به سینما، به خصوص سینمای هنری و متفاوت، تجربه ای فراموش نشدنی خواهد بود. دلایل متعددی برای توصیه این فیلم وجود دارد:

۱. تجربه ای منحصر به فرد و متفاوت از سینما

«انواع مهربانی» یک فیلم معمولی نیست. این اثر از ساختارهای روایی مرسوم فاصله می گیرد و مخاطب را به جهانی از ابسورد، طنز سیاه و موقعیت های غیرمتعارف دعوت می کند که ذهن را به چالش می کشد. لانتیموس با این فیلم، تجربه ای سینمایی ارائه می دهد که کمتر در آثار جریان اصلی یافت می شود و برای کسانی که به دنبال فیلم هایی هستند که فراتر از سرگرمی صرف، به تفکر وا می دارند، انتخابی ایده آل است. این فیلم تماشاگر را به کنکاش در مرزهای اخلاق، هویت و روابط انسانی دعوت می کند و با شیوه ای بی پرده، واقعیت های ناخوشایند را به تصویر می کشد.

۲. بازی های درخشان و چندوجهی بازیگران

حضور یک گروه بازیگری ثابت و توانایی آن ها در ارائه شخصیت های کاملاً متفاوت در هر اپیزود، از نقاط قوت بارز فیلم است. جسی پلمونس با توانایی فوق العاده اش در انتقال عمق و رنج شخصیت هایش، و اما استون با انعطاف پذیری شگفت انگیز خود در نقش های متنوع و پیچیده، به اوج درخشش می رسند. بازی های آن ها به قدری قوی است که مخاطب را با وجود غرابت موقعیت ها، با سرنوشت شخصیت ها همراه می کند. ویلم دفو و مارگارت کوالی نیز در نقش های مکمل خود، به غنای بازیگری فیلم می افزایند و به این اثر، اعتبار هنری بالایی می بخشند.

۳. سبک بصری و صوتی متمایز و آزاردهنده اما فراموش نشدنی

امضای هنری لانتیموس در تمام جزئیات بصری و صوتی فیلم مشهود است. از فیلمبرداری دقیق و میزانسن های ایستا گرفته تا استفاده از پالت های رنگی خاص برای هر اپیزود، و همچنین موسیقی مینیمال و گاه گوش خراش، همگی به خلق فضایی منحصر به فرد کمک می کنند. این عناصر، گرچه ممکن است در لحظاتی آزاردهنده باشند، اما به قدری تأثیرگذارند که پس از تماشای فیلم تا مدت ها در ذهن مخاطب باقی می مانند. فیلم از لحاظ بصری، تجربه ای کم نظیر ارائه می دهد که هر قاب آن می تواند به تنهایی مورد تحلیل قرار گیرد.

۴. فیلمی عمیق که با مضامین فلسفی و اجتماعی مهمی درگیر می شود

«انواع مهربانی» صرفاً یک مجموعه از داستان های عجیب نیست؛ بلکه کنکاشی عمیق در مضامین فلسفی و اجتماعی مهمی چون کنترل، آزادی، بندگی، هویت، روابط بیمارگونه، و پوچی است. لانتیموس از طریق داستان های خود، نقدی تند و گزنده بر ساختارهای قدرت، نظام سرمایه داری و حتی نهادهای مذهبی ارائه می دهد. این فیلم مخاطب را به تأمل درباره مفاهیم مهربانی و انسانیت در جهانی که ارزش های آن وارونه شده اند، وامی دارد و پرسش های بنیادینی درباره طبیعت انسان مطرح می کند.

۵. فیلمی برای بحث و گفتگو

«انواع مهربانی» از آن دسته فیلم هایی است که پس از تماشا تا مدت ها در ذهن می ماند و سؤال برانگیز است. پایان های مبهم، موقعیت های عجیب و مضامین پیچیده، این فیلم را به بستری عالی برای بحث و تبادل نظر تبدیل می کند. تماشای این فیلم می تواند جرقه ای برای گفتگوهای عمیق درباره سینما، فلسفه، روانشناسی و جامعه باشد و دیدگاه های متفاوتی را برانگیزد. این فیلم نه تنها یک اثر هنری است، بلکه یک دعوت به تفکر و تحلیل است.

نتیجه گیری: مهربانی از نگاه لانتیموس

«انواع مهربانی» نقطه ای مهم در کارنامه هنری یورگوس لانتیموس به شمار می رود. این فیلم، در حالی که پس از موفقیت های جهانی «سوگلی» و «بیچارگان» ساخته شده، نشان دهنده بازگشت کارگردان به ریشه های رادیکال و بی پرده تر خود است. لانتیموس در این اثر، با همان تیم بازیگری مورد علاقه و با امضای خاص خود، به کاوش در تاریک ترین و پوچ ترین جنبه های روابط انسانی می پردازد و مفهوم «مهربانی» را به شکلی کاملاً وارونه و تلخ به چالش می کشد.

این فیلم، با ساختار آنتولوژی، طنز سیاه، خشونت نمادین و مضامین عمیق درباره کنترل و بندگی، اثری است که هرچند ممکن است برای برخی از مخاطبان سنگین و آزاردهنده باشد، اما برای علاقه مندان به سینمای متفاوت و تحلیلی، تماشای آن ضروری است. «انواع مهربانی» به وضوح نشان می دهد که لانتیموس همچنان به دنبال شکستن تابوها و به چالش کشیدن هنجارهاست، حتی اگر این به معنای دافعه برانگیز بودن یا تکرار برخی از ایده های گذشته اش باشد. این فیلم، فارغ از نقاط ضعف احتمالی در انسجام یا ریتم، یک تجربه سینمایی منحصر به فرد است که ذهن را درگیر می کند و تا مدت ها پس از اتمام، پرسش هایی اساسی را در ذهن بیننده باقی می گذارد.

با تماشای «انواع مهربانی»، نه تنها با جدیدترین اثر یکی از مهم ترین کارگردانان معاصر آشنا می شوید، بلکه به دنیایی قدم می گذارید که مفهوم «مهربانی» در آن معنایی به شدت متفاوت و اغلب هولناک پیدا می کند. این فیلم دعوتی است به تامل درباره ماهیت روابط انسانی و سیستم هایی که ناخواسته ما را در بند خود اسیر می کنند. اگر به دنبال فیلمی هستید که شما را به فکر وادار کند و مرزهای ذهنی تان را به چالش بکشد، «انواع مهربانی» گزینه ای است که نباید از دست دهید. پس از تماشای فیلم، دیدگاه های خود را با ما به اشتراک بگذارید.

دکمه بازگشت به بالا